LETTER4U
من را محبوب کنید
در راستای نشر فرهنگ اسلامی هرگونه استفاده ی تجاری از مطالب وبلاگ مورد رضایت ماست...به امید این که مقدمه سازان ظهورش باشیم...اللهم احفظ امامنا سید علی خامنه ای...یا حق...

روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا
ساعت فلش مذهبی

مجموعه خاطرات شهید نواب(ره)(قسمت اول)

شهید نواب(ره)

تولدی آسمانی

شکوه‌السادات کنار حوض نشست، و به عکس ماه خیره شد، صدای دلنشین خش‌خش برگ‌ها گوشش را نوازش کرد، با خودش گفت:«این ماه آخر است،یک ماه دیگر فرزندم به دنیا می‌‌آید» سرمای هوا بدنش را لرزاند، به اتاق بازگشت و پاهایش را در زیر کرسی قرار داد، همانطور که به در اتاق خیره بود، در عالم رؤیا فرو رفت. نوری آسمانی در تمام فضای خانه پخش شد. بانویی در میان نور ایستاد صدایش در گوش شکوه‌السادات طنین افکند، «من فضه، خدمتکار حضرت زهرا سلام الله علیها هستم. از سوی ایشان برای شما هدیه‌ای آورده‌ام، دستان شکوه‌السادات می لرزید. نگاهش برقاب عکس امیر‌المؤمنین علیه السلام افتاد بسته را باز کرد.«برد یمانی» و یک خوشه انگور که سه حبه درشت و زیبا داشت.

برای مشاهده ی ادامه ی خاطرات به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید...


ناگهان از خواب بیدار شد نگاهی به اطراف انداخت اما برد یمانی در اتاق نبود. سال‌ها بعد زمانیکه سید مجتبی قدم درراه حسین‌بن‌علی علیه السلام نهاد. بار دیگر هدیه مادرش «فاطمه زهرا سلام الله علیها» را به یاد آورد. نگاهی به کودکان نواب انداخت. فاطمه‌السادات ، زهر‌االسادات، صدیقه‌السادات سه حبه زیبا که خداوند آنها را به او عطا کرده بود.                 

   منبع: کتاب شبنم سرخ

*****************************************************

ذریه پاک 

صدای گریه سید مجتبی به گوش مادر رسید.رو به قبله نشست: خدایا کودکم از گرسنگی خواهد مُرد.

 در آن روز به لطف خداوند کودک را به دایه سپرد، زن قرار گذاشت، به علت دوری راه هفته ای یکبار سید مجتبی را برای دیدار مادر به محله خانی آباد بیاورد؛ اما همان شب سید مجتبی بی‌تاب دیدار مادر شد، دایه با پشت دست ضربه‌ای کم‌جان به کمر کودک زد.

 شب در عالم خواب چند بانو را دید که از آسمان به خانه او آمدند. و سید مجتبی را که گریه می‌کرد در آغوش گرفتند.

زن هراسان جلو دوید و گفت: «من دایه او هستم، اجازه دهید او را آرام کنم».

 بانوی آسمانی دست رد به سینه دایه زد و گفت:«تو نباید بچه ما را نگه داری زود او را به مادرش بازگردان».

سراسیمه ازخواب بیدار شد، دو شب دیگر این خواب تکرار شد، سرانجام کودک را برداشت،‌ و به خانه شکوه‌السادات رفت:«خانم! با دیدن این خواب فهمیدم، که اجداد کودک راضی به نگهداری فرزندشان توسط من نیستند». و کودک را از آن پس به مادرش بازگرداند، تا فرزند ائمه در دامان مادر بزرگوارش که از سادات بود تربیت شایسته بیابد.

منبع: کتاب شبنم سرخ                 راوی: مادر شهید نواب صفوی

*****************************************************

ورود ایرانی و سگ ممنوع

 سید مجتبی در سال 1321 پس از اخذ مدرک دیپلم از مدرسة صنعتی آلمانیها در حالیکه 18 سال بیش نداشت، درشرکت نفت استخدام شد؛

 هنوز از ورودش چیزی نگذشته بود، که به همراه چند نفر از همکارانش از طرف آن شرکت به شهر آبادان رفت؛ در آن سالها شهر مملو از افراد انگلیسی بود که برای استخراج و بهره برداری از چاههای نفت به ایران آمده بودند؛ آنها با تکیه بر ثروت ملی ایران از زندگی مرفهی برخوردار بوده و درعین حال کارگران ایرانی را مورد توهین و تحقیر قرار می دادند.

خانه های مجلّل و کافه های انگلیسی نظر سید مجتبی را به خود جلب نموده بود ؛

 روزی آهسته نزدیک یکی از ساختمانها شد، نوشته نصب شده در پشت شیشه او را به فکر فرو برد؛ «ورود ایرانی و سگ ممنوع» خشم تمام وجودش را فرا گرفت؛ بار دیگر آن را خواند، و انگشتانش را از شدت عصبانیت در میان موهایش فرو برد؛ رنجی کهن را بر دوش خود احساس نمود؛‌ ناگهان جرقه ای در ذهنش ایجاد شد. و اهتمام خود را مصروف تشکیل جلسات شبانه و آموزش مسائل دینی و اخلاقی نمود کارگران خسته ازستم به زودی گرد او حلقه زدند .

*****************************************************

قیام درشرکت نفت آبادان

دریکی از شبهای مهتابی آبادان سید به میان کارگران رفت و گفت:

 «نفت از آن ملت ایران است، خارجی ها آمده اند، تا برای ما کارکنند؛ نیامده اند که ما را زیر سلطه خود درآورند، آنان قسمت هایی از آبادان را در اختیار گرفته و اجازه ورود به ما نمی دهند؛ این چیست که به شیشه کافه ها، نوشته اند، «ورود ایرانی و سگ ممنوع» خارجی ها، ایرانی ها را [مساوی] سگ قرار داده اند، در حالیکه آنان مستخدم ما هستند، و آمده اند تا برای ما کار کنند.»

شور و هیجان خاصی سراسروجود کارگران را فرا گرفته بود،

 سخنان نواب اولین جرقه های عدالتخواهی را در ذهنشان پدید آورد؛



جهت دریافت آخرین اخبار ، مطالب وبلاگ و اطلائیه ها و... عضو خبرنامه ی ما شوید. جهت عضویت لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

مرکز اسلامی هامبورگ

RSS