LETTER4U
من را محبوب کنید
در راستای نشر فرهنگ اسلامی هرگونه استفاده ی تجاری از مطالب وبلاگ مورد رضایت ماست...به امید این که مقدمه سازان ظهورش باشیم...اللهم احفظ امامنا سید علی خامنه ای...یا حق...

روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا
ساعت فلش مذهبی

امانت داری

امانت داری

یکى از تجار نیشابور به شیخ ابى عثمان حمیرى به امانت سپرده بود: روزى غفلتا نظر شیخ به کنیز افتاد، و چون کنیز جمال و ملاحت جالبى داشت ، شیخ بى اختیار محبت و علاقه و میل بکنیز پیدا کرده ، و رفته رفته بر عشق و دلباختگى شیخ افزوده شده ، و آتش محبت در دل او افروخته گردید.
شیخ این پیش آمد را به استاد خود ابى حفص حدّاد گزارش داده ، و به موجب پاسخ و دستور استاد مأموریت پیدا کرد: از نیشابورى به سوى رى حرکت کرده ، و صحبت شیخ بزرگوار شیخ یوسف را دریابد.

ادامه ی داستان و نتیجه را در ادامه ی مطلب بخوانید...


شیخ به سوى رى حرکت کرده ، و در کوچه هاى رى از منزل شیخ یوسف استفسار می نمود: مردم در جواب او همه به صورت تعجب مى گفتند: بسیار جاى شگفت است که شخص ‍ پرهیزکارى مانند شما از منزل یک نفر آدم فاسق و بدکارى سؤال نماید، و شیخ در مورد ملامت واقع می شد.
شیخ از این پیش آمد متحیر و سرگردان شده ، و به ناچارى به طرف نیشابور مراجعت کرده : و استاد خود را از این امر مطلع ساخت .
استاد دوباره شیخ را امر کرد: به هر طوریست لازم است شیخ یوسف را ملاقات کرده ، و از روحانیت و انفاس قدسیه او استفاده نمائید.
شیخ این دفعه نیز بناچارى به سمت رى حرکت کرده : ملامت و مذمت مردم را به خود هموار ساخت .
شیخ به موجب نشانى که گرفته بود منزل شیخ یوسف را در محله باده فروش ها پیدا کرده ، و چون به باطاق او وارد شد، در یک طرف او بچه ظریف و خوش اندام و در طرف دیگر شیشه اى که شبیه به خمر بود، مشاهده نمود.
بر حیرت و تعجب شیخ افزوده شد و سؤ ال کرد، این منزل در این محله خماران با مقام شما تناسبى ندارد: و جهت انتخاب آن چیست ؟
میزبان: این خانه ها مربوط به دوستان ما بود که : یکى از اشخاص ظالم آنها را خریده و براى خمر فروشى و خمر سازى اختصاص داده است ، و خانه ما را نخریدند.
شیخ: این بچه زیبا و این شیشه خمر چیست ؟
میزبان: اما این بچه پسر صلبى من است . و اما شیشه : شیشه سرکه باشد نه خمر.
شیخ: در این صورت چرا با مردم طورى رفتار میکنند که : نسبت به مقام شما سوء ظن پیدا کرده ، و خود را در معرض تهمت قرار بدهید.
میزبان: براى اینست که مردم درباره من عقیده مند نبوده ، و مرا به امانت و وثوق و خوبى نشناسد تا کنیزهاى خود را به من سپارند، و عشق آن ها در قلب من جایگیر باشد.
شیخ بى اختیار به شدت گریه نمود. (1)
نتیجه :
انسان تا به امانت دارى خود اطمینان کامل ندارد، نباید خود را در معرض این مقام بزرگ قرار داده ، و حقوق دیگران را پایمال و خود را بوادى هلاکت بیاندازد.
امین بودن مقام بزرگیست و کسی که هنوز از صفات رذیله دور نگشته : نمیتواند دست و پاى و چشم و گوش و زبان خود را نگه داشته و خیانت نکند.
بسیارى از مردم که صفات حرص و طمع و شهوت و حبّ مال از قلوب ایشان خارج نشده ، و براى امانت دارى حاضر میشوند: از این راه خود را به پرتگاه گرفتارى و عقوبت نزدیک میکنند.
و بطور کلى : کسی که براى مقامى (علم ، زهد، تقوى ، قضا، روحانیت ، ریاست ) سزاوار و اهل نبوده و دعوى آن مقام میکنند. بطور مسلم جنایتکار و خیانت پیشه است .
این ها در حقیقت راهزن و دزدند. و با این عنوان می خواهند اموال و حقوق بیچارگان را پایمال کرده و به آرزوهاى شیطانى خود نائل گردند.


1- (کشکول شیخ )

تهیه و تنظیم:محمد رضا صفری

منبع:yamojir.com/fa



برچسب‌ها:

جهت دریافت آخرین اخبار ، مطالب وبلاگ و اطلائیه ها و... عضو خبرنامه ی ما شوید. جهت عضویت لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

مرکز اسلامی هامبورگ

RSS