LETTER4U
من را محبوب کنید
در راستای نشر فرهنگ اسلامی هرگونه استفاده ی تجاری از مطالب وبلاگ مورد رضایت ماست...به امید این که مقدمه سازان ظهورش باشیم...اللهم احفظ امامنا سید علی خامنه ای...یا حق...

روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا
ساعت فلش مذهبی

مجموعه خاطرات شهید نواب(ره)(قسمت سوم)

شهید نواب(ره)

علت ملاقات با شاه  

پس از ترور کسروی، نواب به آذربایجان رفت.

 سالها قبل شخصی به نام «سید مهدی » در جلسات نواب شرکت می‌نمود. زمانیکه رهبر فداییان حال او را جویا شد به او اطلاع دادند که سید مهدی در زندان منتظر صدور حکم اعدام است.

 نواب برای اینکه بتواند او را از زندان آزاد کند به دفتر استاندار رفت. استاندار بی‌توجه به او مشغول کارش بود و چون او را نمی‌شناخت در حالیکه سرش پایین بود پرسید: «چه کار داری؟»

نواب با صدای بلند گفت: «برخیز! شاه بختی»، وقتی یک روحانی پیش شما می‌آید باید به عمامه‌اش به سیادتش احترام بگذاری. چرا برنخواستی؟»...

ادامه ی خاطرات را در ادامه ی مطلب بخوانید...


استاندار که تا آن زمان چنین برخوردی از طرف یک روحانی ندیده بود, سراسیمه از جا برخاست و با احترام از نواب دعوت نمودکه بر روی صندلی بنشیند. رهبر فداییان پس از یک گفتگوی طولانی تقاضایش را اعلام نمود و استاندار قول مساعدت داد اما نواب آرام ننشست و طی تلگرافی از شاه درخواست ملاقات کرد و چون موفق به این ملاقات نشد اعلامیه‌ای به این مضمون در روزنامه‌ها چاپ نمود: «شاه ایران را در میان حصاری سنگی در دربار زندانی کرده‌اند.» سرانجام امام جمعه تهران که می‌دانست نواب آرام نمی‌نشیند از «محمود جم» وزیر دربار خواست تا وقت ملاقاتی به نواب بدهند و بالاخره این فرصت فراهم آمد.

*****************************************************

 ملاقات با شاه 

روز ملاقات نواب با شاه فرا رسید. محمود جم به نواب گفت: «ملاقات اعلی حضرت تشریفاتی دارد, زمانیکه به نزد ایشان رفتید، تعظیم کنید، با سربازهایی که به شما سلام نظامی می‌دهند، به گونه‌ای برخورد کنید که افسرهای ما دلسرد نشوند؛ ساعت ملاقات شما یک ربع است.»

 نواب به او پاسخ داد: «لازم نیست شما بگویید خودم می‌دانم.» رهبر فداییان بی‌توجه به سخنان وزیر دربار در پاسخ سلام افسران در حالیکه دستش را بالا گرفته بود گفت: «سرباز اسلام باشید، در راه اسلام حرکت کنید.»

 شاه در کنار درخت ایستاده بود نواب جلو رفت. محمد جم گفت: «تعظیم کن.» نواب خیلی آرام گفت: «خفه شو.» پس از سلام نواب، شاه به او دست داد و گفت: آقای نواب صفوی! ما از فعالیتهای شما در عراق باخبر هستیم.

 نواب فوراً پاسخ داد: «برای مسلمان، همه کشورهای اسلامی یکی است؛ «نجف، ایران، ‌مصر و مراکش» همه جای دنیای اسلام خاک مسلمانان است. وظیفه مسلمان این است که کارش را انجام دهد.» دوباره شاه پرسید: «آقای نواب صفوی چه می‌خوانید؟ من شنیده‌ام شما طلبه هستید و درس می‌خوانید. ما آمادگی داریم که هزینه تحصیل شما را تأمین کنیم.» نواب دستش را محکم بر روی میز کوبید و گفت: «من درس هستی و سیاه مشق زندگی می‌خوانم و مردم مسلمان ایران این قدر غیرت دارند که این سرباز کوچک امام زمان عجل الله فرجه را خودشان اداره کنند. اما من به شما نصیحت می‌کنم:

این دغل دوستان که می‌بینی                           مگسانند گرد شیرینی

شما باید از فلسطین حمایت کنید. شما با مردم مظلوم و فقیر باشید.»

در همان دیدار با تقاضای نواب, شاه با یک درجه تخفیف حکم حبس «سید مهدی » را صادر نمود. پس از پایان وقت ملاقات نواب، شاه به وزیر دربار گفت: «این سید مثل یک افسر که با سرباز صحبت می‌کند با من صحبت کرد و اصلاً انگار نه انگار شاهی وجود دارد. این چه کسی بود که فرستاده بودی اینجا؟»

*****************************************************

پیشنهاد شاه به نواب

 امام جمعه تهران «دکتر سید حسن امامی» پس از بازگشت نواب از مصر به ملاقات رهبر فداییان رفت و گفت: «اعلی حضرت برای تجلیل از مقام فضل و کمال آقای نواب صفوی، نیابت تولیت آستان قدس رضوی را به ایشان تفویض می‌کنند و اختیار می‌دهند که آقای نواب صفوی درآمد آنجا را با نظر خود به مصارف شرعیه برسانند و از حمایت کامل اعلی حضرت برخوردار باشند، مشروط بر اینکه در کار سیاست مملکت هیچ مداخله‌ای نداشته باشند.»

 چهره نواب از خشم سرخ شد, با ناراحتی و عصبانیت به امام جمعه گفت: «پسرعمو، اینکه به شما می‌گویم‌، مکلف هستید که عیناً به این سگ پهلوی برسانید، به او بگویید که تو می‌خواهی مرا با دادن پست و مقام و پول فریب بدهی و خودت آزادانه، هر کاری که می‌خواهی با دین خدا و مملکت اسلام، انجام دهی، این محال است . من یا تو را می‌کشم و به جهنم می‌فرستمت و خود به بهشت می‌روم و یا تو مرا می‌کشی و با این جنایتت باز هم به جهنم رفته و من در بهشت در آغوش اجدادم جای می‌گیرم. ولی در هر حال تا من زنده هستم امکان ندارد ساکت باشم و بگذارم تو هر کار که می‌خواهی انجام دهی.»

 دکتر سید حسن امامی پس از مذاکره با نواب ناامید به نزد شاه بازگشت.

*****************************************************

اخطار نواب به حسین علاء

پس از اعدام انقلابی رزم آرا، حسین علاء در تاریخ 22/12/1329 از طرف شاه به نخست وزیری منصوب گشت. اما با اعلام این خبر نواب اعلامیه‌ای نوشت و آن را در تمام روزنامه‌های تهران منتشر نمود.

هو العزیز

زمامداری ملت مسلمان ایران در خور صلاحیت تو و امثال تو و حکومت غاصب کنونی نیست.

فوراً برکناری خود را اعلام کن.

به یاری خداوند متعال سید مجتبی نواب صفوی

22/12/1329

به دنبال  اخطار نواب صفوی  به حسین علاء - نخست وزیر وقت- و فشار مردم، وی استعفای خودرا اعلام کرد و شاه هم دکتر مصدق ، رهبر جبهه ملی را به عنوان نخست وزیربه مجلس معرفی نمود و لایحه ملی شدن صنعت نفت در تاریخ 24/12/1329 دقیقاً 8 روز پس از اعدام انقلابی رزم آرا به اتفاق آرا تصویب شد.



جهت دریافت آخرین اخبار ، مطالب وبلاگ و اطلائیه ها و... عضو خبرنامه ی ما شوید. جهت عضویت لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

مرکز اسلامی هامبورگ

RSS