LETTER4U
من را محبوب کنید
در راستای نشر فرهنگ اسلامی هرگونه استفاده ی تجاری از مطالب وبلاگ مورد رضایت ماست...به امید این که مقدمه سازان ظهورش باشیم...اللهم احفظ امامنا سید علی خامنه ای...یا حق...

روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا
ساعت فلش مذهبی

پای غدیر خمینی ایستاده ایم...

پای غدیر خمینی ایستاده ایم...

شرح در تصویر...

دریافت اندازه ی اصلی تصویر با کلیک روی آن



از آقای کامرون تشکر می کنیم!!!!

کامرون

از آقای کامرون تشکر می کنیم به خاطر سخنان ارزنده شون!!! به خاطر این که به بعضی ها توی این کشور یادآوری کردند که دشمنان ما کیا هستن و همچنین به همون بعضی ها گفتن که هنوز غربی ها از دشمنیشون با ما کناز نکشیدن.چرا ما از مقاومتمون پا پس بکشیم؟



برچسب‌ها: 30 یا 30
رسول خدا در بقیع

امام زمان

امام جعفر صادق (علیه السلام) مى فرماید:
روزى رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) در بقیع تشریف داشتند. در این حال امیرالمؤمنین على (علیه السلام) به خدمت شان شرفیاب شده و سلام نمود.
حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: بنشین.
حضرت على (علیه السلام) اطاعت امر نموده و سمت راست پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) نشست، چند لحظه بعد جعفر بن ابى طالب که به بیت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) رفته بود و فهمیده بود که حضرت در بقیع تشریف دارند، از راه رسیده سلام کرده و سمت چپ پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نشست.
مدتى نگذشت که عباس عموى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) نیز از راه رسید و سلام کرد و مقابل پیامبر نشست. او نیز مانند جعفر بن ابى طالب با راهنمایى اهل خانه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) در جستجوى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) به بقیع آمده بود.

ادامه ی حکایت را در ادامه ی مطلب بخوانید...



صفای جبهه ها یادش گرامی

صفای جبهه ها

شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت.

این غفلتی که  من  و تو  را  در خود گرفته است ظلمات قیامت است . 

شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی

 می خواستم برم دستشوئی. وقتی رسیدم دیدم همه آفتابه ها خالین. برای پرکردن آفتابه ها باید چند صدمتر تا هور میرفتم، زورم میومد برم! یه بسیجی اون طرف ایستاده بود. صداش زدم: برادر میشه این آفتابه رو برام آب کنی؟ اونم آفتابه رو گرفت و رفت. وقتی آورد دیدم آبی که آورده خیلی کثیفه، بهش گفتم: اگر از صدمتر اون طرف تر آب کرده بودی تمیزتر بود. آفتابه رو از من گرفت و رفت آب تمیز آورد.

 چند روز بعد قرار بود فرمانده لشکر برامون حرف بزنه. دیدم همون کسی که چند روز پیش برام آب آورد،

زین الدین بوده؛ فرمانده لشکر.



جهت دریافت آخرین اخبار ، مطالب وبلاگ و اطلائیه ها و... عضو خبرنامه ی ما شوید. جهت عضویت لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

مرکز اسلامی هامبورگ

RSS