LETTER4U
من را محبوب کنید
در راستای نشر فرهنگ اسلامی هرگونه استفاده ی تجاری از مطالب وبلاگ مورد رضایت ماست...به امید این که مقدمه سازان ظهورش باشیم...اللهم احفظ امامنا سید علی خامنه ای...یا حق...

روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا
ساعت فلش مذهبی

سفیان ثورى و امام صادق

امام صادق

در زمان امام صادق (ع ) گروهى پیدا شدند که سیرت رسول اکرم (ص ) را با اعراض از دنیا تفسیر مى کردند و معتقد بودند که مسلمان همیشه و در هر زمانى باید کوشش کند از نعمتهاى دنیا احتراز کند، به این مسلک و روش خود نام زهد مى دادند و خودشان در آن زمان به نام متصوفه خوانده مى شدند. سفیان ثورى هم یکى از آنها است ، سفیان یکى از فقها اهل تسنن به شمار مى رود و در کتب فقهى ، اقوال و آراء او زیاد نقل مى شود این شخص معاصر با امام صادق بوده و در خدمت آن حضرت رفت و آمد و سئوال و جواب مى کرده است .
در کافى مى نویسد: روزى سفیان بر آن حضرت وارد شد، دید امام جامه سفید، لطیف و زیبایى پوشیده است ، اعتراض کرد و گفت : یابن رسول الله سزاوار نیست که خود را به دنیا آلوده سازى . امام به او فرمود: ممکن است این گمان براى تو از وضع زندگى پیامبر (ص ) و صحابه پیدا شده باشد، آن اوضاع در نظر تو مجسم شده و گمان کرده اى این یک وظیفه است از طرف خداوند مثل سایر وظایف و مسلمانان باید تا قیامت آن را حفظ کنند و همانطور زندگى کنند. اما بدان که اینطور نیست ، رسول خدا در زمانى و جایى زندگى مى کرد که فقر و تنگدستى مستولى بود، عامه مردم از داشتن وسایل و لوازم اولیه زندگى محروم بودند، اگر در عصرى و زمانى وسایل و لوازم فراهم شد دیگر دلیلى براى آن طرز زندگى نیست ، بلکه سزاوارترین مردم براى استفاده از موهبتهاى الهى ، مسلمانان و صالحانند نه دیگران .



گزارش تصویری | اردوی بندر انزلی + 2 فیلم کشتی سواری

اردوی بندر لنزلی

اردوی بندر انزلی به همراه جمعی از دانش آموزان پایگاه شهید نواب و پایگاه ولایت سه شنبه 21 مرداد ماه برگزار شد. دیدار با مسئول سازمان تبلیغات بندر انزلی و شنا و کشتی سواری بخشی از برنامه های این اردو بود.

اردوی بند انزلی

مشاهده ی عکس های بیشتر از اردو و فیلم کشتی سواری بچه ها در ادامه ی مطلب...



ارمنی انقلابی!

بازگشت آزادگان به میهن

یک اسیر عراقی نقل می کرد، در عملیاتی سرلشکر ماهر عبدالرشید فرمانده سپاه هفتم عراق می بیند یکی از درجه دارهایش یک اسیر ایرانی را به باد کتک گرفته و دست بردارش نیست. ماهر عبدالرشید خطاب به درجه دار گفت: چرا این اسیر بیچاره رو این همه کتک می زنی، گناه داره؟ درجه دار در جواب او گفته بود: قربان! این اسیر به خمینی فحش نمی ده! ماهر عبدالرشید گفته بود: اگه فحش نمی ده، این قدر زدن نداره. درجه دار در جواب گفته بود: قربان! من از این موضوع عصبانی ام که این اسیر ارمنیه و به خمینی فحش نمی ده!

برگرفته از کتاب: پایی که جا ماند.ص 221



جوانی

امام خامنه ای

برای دریافت اندازه ی اصلی پوستر روی آن کلیک کنید

طرح از:گروه فرهنگی عمار



ارتش سایبری

ارتش سایبری ایران

برای دریافت اندازه ی اصلی پوستر روی آن کلیک کنید

دریافت موشن گرافیک

ما می توانیم



وقتی شیطنت یک شهید گل می‌کند!

شهید امیر نظری

برای دریافت اندازه ی اصلی پوستر روی آن کلیک کنید

پنجشنبه، پنجم اردیبهشت ماه ۶۵ مصادف با شب نیمه شعبان مراسم مولودی و جشن باشکوهی در مسجد تیپ ۲۱ در پنج طبقه‌های موقعیت شهید کارگر برپا بود. به اتفاق بچه‌های تخریب به آن‌جا رفتیم.آن روزها، شهید امیر نظری موهای سرش را از ته تراشیده و قیافه‌ی تابلویی پیدا کرده بود. حدود ۲۰۰۰ نفر از رزمندگان تیپ ۲۱ در مسجد حضور داشتند. سخنرانی و نوای گرم و دلنشین محمدرضا مهماندوست و اجرای تئاتر از مراسم آن شب به یاد ماندنی بود. بعد از اتمام مراسم، حضار از نمازخانه خارج می‌شدند.

جلوی درب خروجی نمازخانه، جمعیت ازدحام کرده بود و همه به دنبال کفش‌ها می‌گشتند. من و امیر با هم بیرون آمدیم. شیطنت امیر گل کرد! گفت: حمید! این‌جا جای گاز اشک‌آوره!

از جیبش کاغذ لوله‌ای، که حاوی گاز اشک‌آور بود، درآورد و با فندک آتش زد. می‌خواست کاغذ را روی زمین بیندازد. در حالی‌که گاز اشک‌آور در حال دود کردن بود، یک رزمنده مسن از امیر خواست با آتش کاغذ، سیگارش را روشن کند. امیر کاغذ را به صورت پیرمرد نزدیک کرد و سیگارش را روشن کرد. چشم‌های پیرمرد سوخت و اشکش سرازیر شد. بنده خدا نمی‌دانست علتش چیست!

خنده‌ام گرفته بود. امیر کاغذ را روی زمین انداخت و گفت: حمید فرار کن. به‌سرعت از شلوغی گذشتیم و خارج شدیم. دود سفید گاز اشک‌آور در هوا پراکنده شد. جمعیت با چشمان اشکبار در حالی‌که سرفه می‌کردند، با کفش و بدون کفش به‌سرعت به اطراف پراکنده می‌شدند.

یکی می‌گفت: شیمیایی زدن! یکی می‌گفت: کار منافقینه!

سر و صدا و هیاهو به اوج رسید. با امیر گوشه‌ای ایستاده و به بلوایی که درست شده بود، می‌خندیدیم. اعتراض که بیش‌تر شد، امیر گفت: اینجا دیگه جای ما نیست. و به سرعت از معرکه دور شدیم!

راوی : حمید جهانگیر



هیئت هفتگی 93/5/16

هیئت هفتگی پایگاه شهید نواب

هیئت هفتگی پایگاه شهید نواب طبق روال گذشته با قرائت آیاتی نورانی از قرآن مجید آغاز شد.سپس دانش آموزان هیئتی پایگاه مستمع سخنرانی بودند و در پایان هم مداحی و توسلی به حضرت زهرا سلام الله علیها انجام شد که فایل های هیئت را در ادامه برای دانلود آماده کرده ایم:

سخنرانی(حجت الاسلام آزوش):

دریافت فایل

 

مداحی | روضه(با نوای برادر نجفی):

 

دریافت فایل

 

مداحی | زمینه(با نوای حاج حامد نجاتی):

دریافت فایل

 

مداحی | شور(با نوای برادر نجفی):

دریافت فایل

 

برای مشاهده ی عکس های بیشتر به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید...



کلیپ صوتی | ماجرای یک سنگ

ماجرای یک سنگ...

جهت دریافا اندازه ی اصلی پوستر روی آن کلیک کنید

تعریف ماجرای یک سنگ از زبان دکتر عباسی :

دریافت فایل

 




برچسب‌ها: فلسطین, گنجینه, عکس, صوت
گزارش تصویری | اردوی آستانه

پایگاه شهید نواب

جمعی از بچه های پایگاه (به غیر از سطح یک!) پنج شنبه دوم مرداد به اردوی آستانه اشرفیه رفتند. ابتدا در مزار شهدای آستانه زیارتی کردند و هیئت هفتگی پایگاه آن جا برگزار شد. زیارت امام زاده ی همان جا و همچنین مرقد مقدس سید جلال الدین اشرف هم برنامه های بعدی بودند. بعد از صرف افطاری به سمت رشت در حرکت بودیم...در میانه راه در یکی از پارک های آستانه توقف کردیم و بچه ها والیبال و فوتبال بازی کردند. در انتها هم ضیافت (!) پرشکوه بستنی پذیرای دانش آموزان بود.

پایگاه شهید نواب

تصاویر بیشتر در ادامه ی مطلب....



به امام و مادرم بگوئید شیاکوه لرزید ولی انشایی نلرزید

شهید انشایی

برای مشاهده ی اندازه ی اصلی طرح روی آن کلیک کنید

زمان حماسه فرا رسیده بود. ۲۰ آذر ماه زمان مناسبی برای اجرای عملیات بود. تمام محاسبات انجام شد. عملیات «مطلع‌الفجر» در روز مقرر در مناطق شیاکوه، چرمیان، تنگه قاسم‌آباد و دشت گیلان غرب با هدایت قرارگاه مقدم نیروی زمینی با رمز یا مهدی ادرکنی (عج) آغاز شد. همین ذکر و آن ایمان بود که همه چیز را آسان می‌کرد. ۲۷ روز از آغاز عملیات می‌گذشت. دشمن تلفات سنگینی را متحمل شده، ۷۰۰ کشته و ۱۴۰ اسیر نمونه‌ای از این تلفات بود.

حالا عبدالحمید دیدبان شیاکوه بود. جایی که برای آزادیش ایثارها شده، تمام حرکات دشمن را زیر نظر داشت. منطقه شیاکوه ارتفاعاتی در منطقه مرزی است که تسلط بر آن برای دو طرف درگیر در جنگ حائز اهمیت بود. عبدالحمید گرای دشمن را به توپخانه ارسال می‌کرد. با بی‌سیم موقعیت دشمن را اطلاع می‌داد و توپخانه نیز انجام وظیفه می‌کرد. در مدتی که در گیلان‌غرب حضور داشت دو نامه به خانواده نوشت، درهر کدام مقداری پول از حقوق سربازی خود گذاشت و سفارش کرد که به فقرای محل بدهند.  مجدد حرکت دشمن برای باز پس‌گیری آغاز شده و دشمن زخم خورده با چندین برابر استعداد نیروهای اسلام در حال پیشروی بود؛ درگیری‌ها سخت شده، آتش سنگین دشمن سبب شهادت بسیاری از رزمنده‌ها شد. به رقم تلاش‌های یگان‌های مختلف تیپ ۵۸ ذوالفقار و گردان ۱۹۱ پیاده شیراز به دلیل آتش سنگین دشمن، سقوط نزدیک بود.

حفظ ارتفاعات سخت می‌شد؛ رزمنده‌ها به شهادت رسیده بودند؛ حلقه محاصره دشمن تنگ‌تر می‌شد؛ گرای ستون‌های دشمن در حال ارسال بود؛ دستور رسید که عبدالحمید به عقب بازگردد، اما او ‌ماند. عبدالحمید زخمی شده بود اما هنوز جان داشت؛ او بر روی شیاکوه ایستاد؛ گرای دشمن همچنان ارسال می‌شد، همرزم او می‌گوید: «فهمیدم که گرایی که می‌دهد همان‌جایی است که خودش ایستاده. پرسیدم، این محل دیدبانی خودت است، پاسخ داد دیگر نیست دشمن به آن رسیده، بزنید».

در لحظات آخر ناگهان بی‌سیم به صدا در می‌آمد، بله صدای عبدالحمید بود؛ بیسیم‌چی صدا زد حمید جان به گوشم. صدای غرش توپ و سوت خمپاره‌ها با صدای عبدالحمید در آمیخته بود: «از قول من به امام و مادرم بگوئید شیاکوه لرزید ولی انشایی نلرزید».

فرمانده پشت بی‌سیم صدا زد: انشایی، انشایی، جواب بده!

اما دیگر صدایی نیامد

مشاهده ی زندگینامه ی این شهید بزرگوار در ادامه مطلب...



اذانی که انگلیس با آن مشکلی نداشت!

امام خامنه ای

جهت دریافت اندازه ی اصلی پوستر ، روی آن کلیک کنید

اگر کسى خیال کند که اسم اسلام موجب میشود که با جمهورى اسلامى مخالف باشند، نه، اسم اسلام و ظواهر اسلامى و تشریفات اسلامى هیچ کس را به مخالفت وادار نمیکند. امام یک وقتى در یکى از صحبتهایشان میفرمودند: وقتى که انگلیس‌ها در دهه‌ى دوّم قرن بیستم - هزار و نهصد و خرده‌اى - آمدند وارد عراق شدند و مسلّط شدند، بعد آن فرمانده‌ى نظامى انگلیسى دید یک نفرى فریادى بلند کرده، دارد صدایى میزند، دستپاچه شد - روى مناره یک کسى اذان میگفت - پرسید این سرو صدایى که هست چیست؟ گفتند اذان میگوید. گفت علیه ما است؟ یکى گفت نه؛ گفت خب، هرچه میخواهد بگوید. اذانى که علیه او نباشد، الله‌اکبرى که او را کوچک نکند، خب هرچه میخواهد بگوید، بگوید. مسئله مسئله‌ى اسم اسلام و تشریفات اسلامى نیست. امروز کشورهایى اسم اسلام را دارند، تشریفات اسلامى را هم کم‌وبیش دارند، امّا نفتشان در اختیار استکبار است، امکاناتشان در اختیار استکبار است، منابع حیاتى‌شان در اختیار آنها است؛ هیچ مخالفتى با آنها نیست، خیلى هم دوستند.

بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۹۳/۴/۱۶



جهت دریافت آخرین اخبار ، مطالب وبلاگ و اطلائیه ها و... عضو خبرنامه ی ما شوید. جهت عضویت لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

مرکز اسلامی هامبورگ

RSS