LETTER4U
من را محبوب کنید
در راستای نشر فرهنگ اسلامی هرگونه استفاده ی تجاری از مطالب وبلاگ مورد رضایت ماست...به امید این که مقدمه سازان ظهورش باشیم...اللهم احفظ امامنا سید علی خامنه ای...یا حق...

روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا
ساعت فلش مذهبی

گزارش تصویری | هیئت هفتگی پایگاه شهید نواب 94/2/17

هیئت هفتگی پایگاه شهید نواب

هیئت هفتگی پایگاه شهید نواب

هیئت هفتگی پایگاه شهید نواب

هیئت این هفته با حلقه ی انس ، مداحی و پذیرایی همراه بود.

لازم به ذکر است که هیئت پایگاه شهید نواب (ره) به دلیل نزدیک بودن فصل امتحانات دانش آموزان تا اطلاع ثانوی برگزار نمی گردد



سرب داغ

سرب داغ

حریم پایگاههای نظامی باید حفظ شود. اینکه یک بازرس خارجی به پادگان نظامی سر بزند، به معنی اشغال سرزمین است چون همه اسرار و رازهای دفاع ما در اینجاست. این به معنی تحقیر ملی است. حتی گفتگو در این موضوع.

مطمئنم مردان ما در عرصه نبرد دیپلماتیک دارای چنان ارتفاعی از حیثیت، عزت و ایمان هستند که اگر دشمن بخواهد در این باره حرفی بزنند اینان چنان مشتی بر صورت آنها خواهند زد که با سرعت چند برابر صوت به پایتخت‌هایشان بروند.

هرکس از این حرفها (بازدید از مراکز نظامی ایران) بزند، جواب آن را با «سرب داغ» خواهیم داد.

منبع:بچه های قلم



پوستر | دفاع جانانه

دفاع جانانه

برای دریافت اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید



کلیپ | احتمال زیر صفر

یمن تنها نمی ماند

یمن تنها نمی ماند

یمن تنها نمی ماند

 

جهت مشاهده  کلیپ به ادامه مطلب مراجعه نمایید...



یادداشت استاد پناهیان پس از وقایع اخیر یمن

استاد پناهیان

یمن

بسم الله الرحمن الرحیم

فراخوانی برای فریاد استغاثه

بر اساس آنچه از متون دینی دربارۀ آخرالزمان برداشت می‌شود، فرج در زمانی رخ خواهد داد که دو ویژگی مهم در میان امت اسلامی ایجاد شده باشد: یکی اوج معرفت و اقتدار مؤمنان که ناشی از آمادگی آنان برای یاری ولی خدا و اقامۀ حق است، و دیگری اوج مظلومیت و اضطرار آنان به فرج، که ناشی از دشمنی‌های فراوان نسبت به آنهاست که ایشان را به دعا و تضرع بی‌سابقه وامی‌دارد و موجب نهایت استغاثۀ آنان برای فرج و پیروزی حق علیه باطل می‌شود.

ما از آغاز انقلاب اسلامی بر اساس فرمایشات و پیش‌بینی‌های امام و رهبری انتظار می‌کشیدیم که انقلاب ما سرآغاز بیداری و اقتدار امت اسلامی در جهان گردد، امری که به تدریج تحقق یافته است و فراتر از حد انتظار ناباورانه شاهد آن هستیم. ما هم اکنون بسیار بهتر از اول انقلاب علت دشمنی‌ها و کینه‌توزی‌های استکبار با انقلاب اسلامی ایران را درک می‌کنیم. امروز که امواج بیداری تمام امت اسلامی، به اقتدار مؤمنان منجر شده است، بهتر از هر زمانی می‌شود فهمید چرا هشت سال با ما جنگیدند تا یک ملت را نابود کنند که ریشۀ این بیداری را بخشکانند. اقتدار امروز مؤمنان امید مستضعفان جهان شده است و به اذعان دوست و دشمن طلیعۀ نابودی مستکبران گردیده است.

اما من همیشه از خودم می‌پرسیدم، با توجه به اینکه روز به روز شاهد اقتدار بیشتر مؤمنان هستیم آیا شاهد مظلومیت و اضطراری بسیار بیشتر از آنچه تاکنون جاری بوده است نیز خواهیم بود؟ آیا از این حالت دعای عادی برای فرج، به اوج استغاثه، که تصور می‌شود در آستانۀ ظهور پدید می‌آید، خواهیم رسید؟ چگونه و چه بن‌بست‌هایی ما را به این اوج استغاثه و نهایت مظلومیت خواهد رساند؟ اگرچه طی این سال‌ها، همواره مبارزۀ مومنان، به‌ویژه در دوران دفاع مقدس و سال‌های اخیر، با مظلومیت‌ها و محرومیت‌های فراوان همراه بوده است، اما بدون آنکه بخواهم فال بد بزنم و منفی‌بافی کنم، می‌گفتم مبادا بناست شرایط بسیار سخت‌تری پیش بیاید که بخواهد ما را در اوج اقتدار، به اوج مظلومیت هم برساند.

ادامه یادداشت را در ادامه مطلب بخوانید...



دیدار یار صفایی دارد عجب...

امام خامنه ای

روز گذشته (یازدهم فروردین) در جریان تشرف امام خامنه ای به حرم مطهر رضوی، جانباز سرافراز حاج رجب محمدزاده و خانواده‌شان  با ناخدای انقلاب دیدار کردند و مورد تفقد رهبر معظم انقلاب قرار گرفتند.
آقای محمدزاده جانباز ۷۰درصد، نانوای بسیجی که در دوران دفاع مقدس و در سال ۱۳۶۶ در منطقه هور عراق، بر اثر اصابت خمپاره از ناحیه سر و صورت به درجه جانبازی نائل شد. وی سال گذشته در مصاحبه با خبرگزاری‌ها گفته بود که آرزویش دیدار با رهبر انقلاب است.

منبع اصلی



سطل تی ان تی!

اسارت

خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب‌هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی غریب سپری شد اما شاهنامه ای بود که آخرش خوش درآمد. آنچه می خوانید بخشی از خاطرات آزاده سرگرد مجتبی جعفری است:

شبها چون زود در را می بستند، زمان دیر می گذشت. شبی فریدون بچه ها را صدا زد و گفت: بهرین کار برای گذراندن وقت، گل بازی است!

شاید بیست نفری می شدیم که شروع کردیم. نیمه شب بود که بازی تمام شد. وقتی آمدم در آسایشگاه، ابوالفضل خوابیده بود. صدایش کردم و گفتم: جبران بی خوابی های منطقه را می کنی … و او خندید و دوباره به خواب ادامه داد. حمید، مشغول نوشتن روی سنگ ها بود و گاهی گلدوزی روی پیراهن جبهه اش را ادامه می داد. او با نخ های لنگی که در الرشید پیدا کرده بود، گلدوزی می کرد. دراز کشیدم و با چشمانی نیمه باز، سقف سلول را جستجو می کردم. یکی آهسته گفت: فلانی، رفتی ایران، سلام مرا هم برسان …

صبح آن روز، با صدای سوت بیدار شدیم. نجوای تعریف خواب ها، سلول را فرا گرفت. اکثریت خواب دیده بودند؛ خواب های جالب و شنیدنی و گاهی هم تاسف بار و ناامید کننده!

بعد از بیداری، یکی از گروه ها، مسئولیت انجام کارهای عمومی را به عهده می گرفت که این کار با خالی کردن سطل ادرار که معروف به سطل تی ان تی بود، شروع می شد...

ادامه را در « ادامه مطلب » بخوانید...



کاش این جمعه میامد...کاش...

ظهور

کاش این جمعه میامد...کاش...

منتظران، به تعجیل ظهورش صلوات





جهت دریافت آخرین اخبار ، مطالب وبلاگ و اطلائیه ها و... عضو خبرنامه ی ما شوید. جهت عضویت لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

مرکز اسلامی هامبورگ

RSS